على آقا نورى

172

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

جالب توجه اين‌كه آنان در برخورد خود با علويان و امامان شيعه ، نه‌تنها شايستگى خود را براى كسب ميراث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اظهار مىداشتند ، بلكه معتقد بودند كه قرابت و شايستگى آنان از علويان بيشتر و ميراث محمد صلّى اللّه عليه و آله ويژهء آنان بوده و هست . « 1 » آنان به خاطر نياز به پايگاه شرعى در برابر حريفان و رقباى علوى و امامان شيعه ، خود را همواره با عنوان « خليفة الله » مطرح مىكردند . « 2 » از اين مهم‌تر براى كسى كه آنان را با لقب اهل بيت خطاب مىكرد ، صله‌هاى فراوان مىبخشيدند و احاديثى را نيز در اين‌باره جعل و ترويج كردند و حتى با افتخار تمام حديث سفينه را از جدّشان ابن عباس نقل و بر خود منطبق مىكردند . « 3 » به هر صورت خلفاى عباسى بر خلاف امويان ، نه‌تنها به زعامت و خلافت سياسى بسنده نمىكردند ، بلكه برپايه مبانى مذهبى داعيه رهبرى دينى نيز داشته و مىگفتند : « الا و انه ما صعد منبركم هذا خليفة بعد رسول الله صلى الله عليه و سلم ، الا امير المؤمنين على بن ابى طالب و امير المؤمنين عبد اللّه محمد و اشار بيده الى ابى العباس فاعلموا ان هذا الامر فينا ليس بخارج منّا حتى نسلمه الى عيسى بن مريم . . . » « 4 »

--> - خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به ميان آورده ، بر سه نكته مهم تأكيد كرده‌اند . 1 - تلاش عباسيان در حمايت از اسلام و سرنگونى خلافت غاصبانه بنى اميه . 2 - قرابت خانوادگى عباسيان با پيامبر اسلام و برترى اين نسبت در مقايسه با ديگران . 3 - احقيت بيت عباسى به خلافت اسلامى و ميراث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله . شبيه اين ادعاها نيز در مكاتباتى كه بين منصور ( دومين خليفه عباسى ) و محمد بن عبد الله ( از علويان و سادات حسنى ) ردوبدل شده به روشنى به چشم مىخورد . ( 1 ) . نوبختى ، ص 43 ، الزينه ، ص 300 ، احمد امين ، ضحى الاسلام ، ج 3 ، ص 284 . ( 2 ) . قادرى ، حاتم ، تحول مبانى مشروعيت خلافت از آغاز تا فروپاشى عباسيان ، ص 72 . ( 3 ) . سيوطى ، تاريخ الخلفاء ، ص 257 ، 260 ، 270 ، 274 ، 279 . گو اينكه برخى بر اين عقيده‌اند كه عباسيان تلاش كرده‌اند خلأ مذهبى و پشتوانه معنوى خود را در پناه‌جويى به فرقه‌اى به نام راونديه پر كنند و انتقال خلافت را به خاندانشان از راه غيرمستقيم و به واسطه ابو هاشم علوى توجيه كنند امّا به نظر مىرسد با توجه به شواهد متعدد آنان امر خود را فراتر از وام‌گيرى از علويان مىدانستند . ( 4 ) . طبرى ، همان ، ج 6 ، ص 84 ؛ خطبه‌هاى على برادرزادهء منصور و نيز ابو العباس و منصور را نك : در طبرى ، همان ، ج 6 ، ص 81 - 84 .